قطار

برو راهت ، که اینجا کوه و سنگی نیست

قطار صبح ؛ برای ماندت اینجا درنگی نیست

حریق جامه های کهنه و سوزان سرما و تگرگ

خاطرت تا صبح فردا سبز ، در مسیرت سوت و زنگی نیست...