درو د بردوستان
پیشگفتار:
طرح 2 معماری دانشگاه ما مثل بسیاری از دانشگاه های دیگر ، مربوط به مسکن است. اکثر دانشگاه ها در طرح های اولیه به موضوع مسکن می پردازند، گرچه ، طراحی مسکن، شاید پیچیده ترین و مشکل ترین طراحی ممکن برای یک معمار است, زیرا در هیچ بنای دیگری به اندازه ی مسکن، انسان و زندگی او در مرکز توجه نیست؛ علاوه بر این شاید مسکن تنها سازه ی مشترکی باشد که تقریبا تمامی معماران حداقل یک بار تجربه ی ساختن آن را کسب خواهند کرد.
البته طراحی مسکن تحت تاثیر عوامل بی شماریست که شامل مسائلی مانند همسایگی ها، بافت محیط ، اعم از بافت فرهنگی یا اقتصادی و …، و یا تکنولوژی هایی که در ساخت مسکن استفاده می شود. بدیهی است که با چنین رویکردی ، طرح ها با واقعیت های موجود در جامعه تفاوت های زیادی خواهد داشت و شاید بتوان نام این طرح را طراحی مسکن خاص نامید. مسکنی ایده آل که نه برای عامه ی مردم که برای قشر و زمان خاصی طراحی می شود، نه برای شهری که اکنون در آن زندگی می کنیم .
به قول دکتر محمد کریم پیرنیا، ” دانشکده های معماری می باید بجای طرح های خیالی و رویایی در فکر طراحی خانه های روستایی و خانه های کوچک برای مردم باشد … “

مقدمه
روزگاری انسان پس از پشت سر نهادن روزی سراسر فعالیت ، هنگام مراجعه به خانه اش در دستیابی به آرامشی حقیقی به موفقیتی راستین دست می یافت . او به دور از تشویش های کاذب ، در کالبدی به نام خانه ماوا می گزید و با فکری رها به زندگی بهتر می اندیشید.
انسان به دنبال آن است که به دور از همه ی جنجال های کاذب ، در خلوت تنهایی اش ، آسایش جسمی و آرامش روحی خویش را باز یابد. او پس ازسپری نمودن زمانی طولانی در محیط های کاری به خانه اش عقب نشینی میکند تا خویشتن خویش را در آنجا باز یابد.
فلسفه سكونت
سكونت پیش شرط لازم در تبدیل یك فضا به خانه است. هر مكانی كه انسان بتواند در آن سكونت كند به نوعی خانه وی محسوب می‌گردد، از مكان‌های عمومی و مشترك گرفته تا خصوصی و منفرد. لذا برای اینكه بتوان از تركیب مصالح خشك و زمین بی‌جان كالبدی خلق نمود كه مأمن انسان و شایسته سكونت وی باشد، پیش از هر چیز نیازمند شناخت و بررسی چیستی و ماهیتی مفهوم سكونت هستیم. مفهومی كه از چادرهای عشایر تا خانه‌های كاخ مانند، از غارهای عصر حجر تا خانه‌های صنعتی امروز به خانه معنا و شأنی خاص بخشیده و آن را محفلی پذیرای خانواده نموده است.
ارزشهای سكونت به معنای پناه جستن آنقدر ساده و عمیق در ضمیر ناخودآگاه ما ثبت و ضبط شده‌اند كه بهتر و بیشتر از هر تعریف و تعبیر وصفی می‌توان آن را با یك یادآوری و تأویل بازیافت.
تعریف ، مفهوم و دیدگاه ها
تعاریف
مسكن به معنای مأوا ، منزل، محل سكونت و خانه می‌باشد. ‌در فرهنگ فارسی معین شرح این واژه چنین آمده است:
مسكن: محل سكونت، جای باش، مقام، منزل
“مكانی است كه یك یا چند خانوار در آن سكونت دارند. منظور از مكان ، تمام یا قسمتی از هر ساختمان است كه یك ورودی مستقل به معبر عمومی (كوچه، خیابان، بازار، میدان و ...) یا معبر اختصاصی (راهروی مشترك، راه‌پله مشترك و ...) داشته باشد."

مفهوم
از زمانی كه انسان غارنشین از غارها و شكاف كوه‌ها به پناهگاه‌های امن ساخته دست خویش پا نهاد، مفهوم مسكن آفریده شد. گرچه شكل و عملكرد مسكن دست ساخت انسان از دوران تمدن‌های نخستین تا امروز تحول بسیار یافته اما یك مفهوم درهمه این دوران‌ها ثابت مانده كه حتی پرندگان و حشرات نیز در آن مشترك‌اند و آن مفهوم «امنیت» است.
برابر نهادن واژه پارسی «‌خانه» با كلمه عربی «‌مسكن» تسامحی است كه موجب برداشت محدود از واژه وسیع مسكن شده است. درواقع، خانه به معنای "بیت" ، تازی است و آن جایگاه هر چیز یا انجام كاری است. درحالیكه مسكن مفهومی فراتر از آن دارد و عبارتست از خانه‌ای كه استقرار و زیست انسان در آن همراه با آرامش و امنیت باشد.
با این توصیف «پناهگاه» ‌مفهوم «‌مسكن» ‌را بهتر می‌رساند تا خانه. به این ترتیب برای تعریف مسكن باید به «‌خانه» ‌یك قید كیفی افزود و آن «آرامش و امنیت» ‌است.
بشلار ـ فیلسوف فرانسوی ـ مهمترین حسن خانه را در این می‌داند كه رؤیا را در خود می‌پروراند و محافظ رؤیا پرداز است: "خانه به ما این امكان را می‌دهد كه در آرامش در خیالات خود غرق شویم."
بنابراین طبق این دیدگاه، فضایی را می‌توان خانه نامید كه علاوه بر اینكه حفاظی است برای جسم انسان، كانونی برای افكار و خاطرات و رؤیاهای او باشد؛ بدون آن انسان موجودی پراكنده است. در پناه «خانه» صندوقچه خاطراتمان را می‌گشائیم و خاطره، رؤیا و تخیل را به هم می‌آویزیم و همانگونه كه هولدرلین در شعر خود می‌گوید: "شاعرانه سكونت می‌كنیم"
واژه «كلبه» این مفهوم خانه را به خوبی در ذهن متداعی می‌نماید، آنچنانكه حتی در نقاشی‌های ساده كودكانه نیز خانه «كلبه» را به صورت كانونی منفرد در فضایی گسترده می‌بینیم.كانونی كه نقطه تمركز افكار و رؤیاها وخاطرات ما و رهاننده ما از وجودی گسسته و نابسامان است.
انسان با ساختن خانه، از فراخنای بی‌انتهای پیرامون خود، در یك نقطه گرد می‌آید؛ از پراكندگی و گریزندگی طبیعت به جمع‌شدن و تمركزیافتن روی می‌آورد. او در طبعیتی كه بدون حضور انسان رها شده و پراكنده و فاقد معنی است، با حضور خود، تمركز و تجمع و معنی پدید می‌آورد؛ و با بنا كردن خانه به این تمركز و تجمع واقعیت می‌بخشد. با این كار، او نه تنها درون، بلكه بیرون را نیز به وجود می‌آورد. قبل از حضور انسان و سكنی گزیدن او بر روی زمین، نه درون وجود دارد و‌ نه بیرون.
بنابراین، پدیدآوردن درون در خانه امری مستقل و جدا از پدید آوردن خود خانه نیست، بلكه خانه، خود درون است، ‌اما درون بدون حضور انسانی كه در جایی گرد می‌آید و می‌نشیند و ساكن می‌شود تحقق پیدا نمی‌كند.
مسكن نمایشگر وضع "درون" ، ‌برای ما است. بدین ترتیب، اصل خانه در مفهوم معماری، فضای اندرونی است. در شهر، اگر چه منظره آزاد را بوجود آورده‌ایم، ولی باز خودمان را در «بیرون» حس می‌كنیم.‌ به طور كلی ما در خانه خودمان تنها بوده و خلوت گزیده‌ایم. موقعی كه در خانه خودمان را بروی سایرین باز كنیم، در اینصورت آن جزء اراده آزاد شخصی ما می‌گردد، مردم را می‌پذیریم، بهتر از آنكه این كار را در بیرون انجام دهیم.
تعالیم امروزی خانه‌سازی كه بر بینش بهره‌وری مبتنی است، این تصور را ایجاد كرده است كه گویا هدف از ساختن خانه یا هر بنای دیگری محافظت كردن بدن انسان در مقابل باد و باران و سرما و گرما و دشمن بوده است و در این تبیین به توفیق معماری سنتی در سازگاری با اقلیم نیز استشهاد می‌شود. اما فراموش می‌كنند كه این امور همگی الزامات خانه‌سازی و سازگاری آن با نیروهای طبیعی است، نه خود خانه. خود خانه چیزی است كه به نیاز انسان، یعنی نیاز سكنی گزیدن پاسخ می‌دهد؛ و چون انسان به ساختن آن دست زده است، ‌این الزامات بروز كرده‌اند. حقیقت خانه كه سكنی بخشیدن است و شكل خانه كه از رابطه عمدتاً‌ بصری میان انسان و واقعیت خارجی ناشی می‌شود، ماهیت اساسی خانه، وكیفیت بنا كردن آن و الزامات مصالح و تركیب آنها امور تبعی به شمار می‌روند.
دیدگاه‌ها
مقوله مسكن گسترده و پیچیده است؛ ابعاد متنوعــی دارد و نمی‌توان تعریف واحدی از آن ارائه كرد. در این زمینه تعاریف و دیدگاه‌های متعددی در میان اندیشمندان گذشته و حال یافت می‌شود كه به ذكر گزیده‌هایی از آن در زیر می‌پردازیم:
تعریف اول؛
"خانه جایی است كه ساكنان آن، احساس ناراحتی نكنند و اندرون خانه یا جایی كه زن و بچه زندگی می‌كنند، بایستی تنوع زیادی داشته باشد تا خستگی احساس نشود" (پیرنیا)
تعریف دوم؛
"خانه پوششی است كه در تطابق با برخی از شرایط، رابطه صحیحی را بین محیط خارج و پدیده‌های زیستی انسان برقرار می‌سازد. در خانه باید یك فرد یا یك خانواده زندگی كند، یعنی اینكه بخوابد، راه برود، دراز بكشد، ببیند و فكر كند.» (لوكوربوزیه)
تعریف سوم؛
"خانه مركز جهان است برای ساكنانش و برای محله‌اش شاخص‌ترین بنا در تحكیم مكان." (مور)
تعریف چهارم؛
"خانه در درجه اول یك نهاد است و نه یك سازه و این نهاد برای مقاصد بسیار پیچیده‌ای بوجود آمده است. از آنجا كه احداث یك خانه پدیده‌ای فرهنگی است، شكل و سازمان فضایی آن به شدت تحت تأثیر فرهنگی است كه بدان تعلق دارد. حتی در آن زمان نیز كه خانه برای بشر اولیه به عنوان سرپناه مطرح بود مفهوم عملكرد تنها در فایده صرف یا فضای عملكردی محض خلاصه نمی‌شد. سرپناهی خانه به عنوان وظیفه ضمنی، ضروری و انفعالی مطرح بود و جنبه مثبت مفهوم خانه ایجاد محیطی مطلوب برای زندگی خانواده به مثابه واحد اجتماعی بود" (راپاپورت)
مسكن نیازی است كه در محیط‌های متفاوت طبیعی و انسان‌ساخت، معانی متفاوتی یافته است و هر جامعه به فراخور نیازها و استعداد و امكانات و محدودیت‌های اقتصادی ـ اجتماعی و فرهنگی خویش بدان شكلی خاص بخشیده است. از روزگاران كهن تا به امروز مسكن مكانی بوده است كه با تأمین آن انسان به«‌بودن»‌ دست یافته است و در این بودن، هستی و زندگی را تجربه كرده است و چون هستی در حال شدن است و از آن ره انسان نیز، نحوه نگرش به هستی، نوع بودن و شكل سكونت را رقم می‌زند. از پذیرش جبری هستی به نیستی (در جوامع اولیه كه این روزگاران نیز كم نیستند) تا این باور كه از هستی به نیستی آنی از شدن است و هستی جاودانی است، شكل‌های متفاوتی از مسكن را تجربه كرده ایم.
تعریف پنجم؛
"از میان فضاهای پیرامونی، خانه بلافصل‌ترین فضای مرتبط با آدمی است. به طور روزمره از او تأثیر می‌گیرد و بر او تأثیر می‌گذارد. اولین فضایی است كه آدمی احساس تعلق فضایی را در آن تجربه می‌كند و مجموع حواس پنجگانه دائماً سرتاسر آن را طی می‌كند و درمدت كوتاهی بدان خو می‌گیرند. خانه تنها مكانی است كه اولین تجربه‌های بی‌واسطه با فضا در انزوا و جمع در آن صورت می‌گیرد و خلوت با خود، با همسر و فرزندان، با دوست و دیگران همه و همه بی تعرض غیر در آن ممكن می‌گردد"
تعریف ششم؛
سرپناه مناسب تنها به معنای وجود یك سقف بالای سر هر شخص نیست، سرپنـاه منـاسب یعنی آسایش مناسب، فضای مناسب، دسترسی فیزیكی و امنیت مناسب، امنیت مالكیت، پــایــداری و دوام سازه‌ای، روشنایی، تهویه و سیستم گرمایی مناسب، زیرساخت‌های اولیه مناسب از قبیـل آبرسانـــی، بهداشت و آموزش، دفع زباله، كیفیت مناسب زیست محیطی، عوامل بهداشتی مناسب، مكان مناسب و قابل دسترسی از نظر كار و تسهیلات اولیـه است، كه همه این موارد باید با توجه به استطاعت مردم تأمین شود.
ساكنین مسكن
هر خانواده معمولاً مجموعه‌ای از تمایزهای سنی، جنسی، دانشی، تخصصی، عاطفی، اجتماعی، درآمدی و از این قبیل است. در نیم قرن گذشته در ایران تمایزات درون خانواده به شدت افزایش یافته و تجانس درونی آن دگرگون شده است. از طرف دیگر رشد شهرنشینی و افزایش طبقه متوسط به افزایش مشابهت بیرونی خانواده‌ها منجر شده است. عباراتی چون «طبقه متوسط»، «گروه كم درآمد» و از این قبیل نشانه‌هایی از دیدگاه «متشابه نگر» ‌است.
در غرب، خانواده را نهادی می‌دانند كه از طریق آن مشروع‌ترین روابط عاطفی و جسمی و انتقال ثروت برقرار و میسر می‌شود و اعضاء آن عمدتاً شامل پدر و مادر و یك یا دو خانواده است. هر فرزند حداكثر تا سن بیست سالگی فرزند خانواده است و پس از آن بالاجبار مستقل می‌شود. پدر و مادر معمولاً هر دو كار می‌كنند و عصرها به خانه می‌آیند و خانه درحال تبدیل شدن به خوابگاه است.
در ایران خانواده هم از لحاظ كیفی و هم كمی متنوع‌تر و متعددتر است. امكان حضور فرزندان بیش از بیست سال و بستگان كهنسال (پدربزرگ و مادربزرگ و ...) در یك خانه ایرانی بسیار زیاد است. خانواده مركز روابط اجتماعی است. هنوز نهادهای دیگری مانند انجمن‌ها و كلوپ‌ها و از این قبیل جایگزین ویژگی‌ها و مركزیت اجتماعی خانواده نشده‌اند و سهم خانواده در تعلیم و تربیت و انتقال آداب و سنن و اعتقادات بسیار زیاد است. خانه معمولاً صبح‌ها خالی نیست و در طول روز بیش از یك وعده غذا در آن صرف می‌شود و تنها محلی برای خوابیدن نیست.
پس ضرورتاً، فضاهای سكونتی و كاركردهای محدود خانوار باید با شرایط و امكانات قابل دسترسی در جامعه انطباق یابد و به عبارت دیگر تأمین نیازها از امكانات تبعیت می‌كند. درنتیجه نیازهای مسكن باید بصورت نیازهای واقعی و عملی و قابل حصول مطرح شده و پاسخگوی نیاز خانوار، متناسب با ابعاد و كاركردهای آن و بصورت سنجیده برنامه‌ریزی شده و سامان یابد
تاثیر اقلیم بر روی مسکن
اقلیم تا آنجا که با آسایش انسان رابطه بر قرار می کند نتیجه عواملی همچون تابش آفتاب ، دمای هوا ، رطوبت هوا ، وزش باد است که در اینجا به شرحی مختصر از هر کدام می پردازیم.
تابش آفتاب :
میزان نور گیری هر نقطه با توجه به زوایه و جهت تابش مشخص می‌گردد. همچنین باید دقت داشت عوامل شهری و جغرافیایی نباید در روشنایی محیط نقصان یا خللی وارد نماید.
دمای هوا :
میزان گرما و سرمای سطح زمین عامل اصلی تعیین کننده درجه حرارت هوای بالای آن است. جریان هوا و باد نیز باعث تماس بیشتر توده های عظیم هوا با سطح زمین شده و بدین طریق باعث گرمی هوا می شود.
ارتفاع از سطح دریا نیز تعیین کننده درجه حرارت هوا می باشد و در یک عرض جغرافیایی مشخص , مناطقی که در ارتفاع بیشتری قرار دارند سرد تر از مناطق پایین تر هستند .
باد :
محیط زندگی از نظر همجواری با سایر ساختمانها و عوامل جغرافیایی باید به گونه‌‌ای باشد، كه امكان حركت و نتیجتا تهویه هوا وجود داشته باشد، ‌نحوه استقرار آن به نحوی باشد كه اثرات بادهای مزاحم كاهش یافته و برخورداری از بادهای مناسب افزایش یابد. به طوری كه حداكثر استفاده از جریان هوای مناسب برای تهویه طبیعی خانه بوجود آید. در صورتی كه محیط زندگی در معرض وزش بادهای شدیدی قرار داشته باشد باید امكان ایجاد فضای سبز توسط درختان و بوته ها برای مقابله با آن فراهم باشد.
رطوبت هوا :
منظور از رطوبت هوا مقدار آبی است که به شکل بخار در هوا وجود دارد که این بخار از طریق تبخیر آب سطح اقیانوس هاو دریا ها و همچنین سطوح مرطوبی چون گیاهان وارد هوا می شود. هر چه هوا گرم تر باشد بخار آب بیشتری را در خود نگه می دارند . همچنین با کم شدن ارتفاع تراکم بخار آب در هوا زیاد می شود .

معماری خورشیدی :
تحت شرایط مصرف انرژی خورشید به صورت انفعالی ، ترتیب نقشه زمین الزاما دارای یک طرح منطقی ویژه است .
اتاق های پیوسته ی نشینمن و خواب باید رو به جنوب و با پنجره های بزرگ ساخته شوند. استفاده از ساختارهای شیشه ای در اتاق های خواب و نشینمن مفید است . برای اثبات این مدعا سه دلیل وجود دارد :
1. توسعه منطقه نشینمن
2. استفاده بهینه از انرژی خورشیدی
3. مقررات خاص مربوط به منطقه محافظ حرارت
اتاق های سرد کم استفاده با دمای پایین و وسایل نور رسانی با نور طبیعی و کم باید رو به شمال ساخته شوند . این اتاق ها مانند یک سپر محافظ بین اتاق های نشینمن گرم و شرایط سرد جوی بیرون عمل می کنند .
انرژی خورشیدی بدون نیاز به شارژ کردن همیشه در هر ساختمانی در دسترس است .
بیشترین هدر رفتن انرژی در یک ساختمان بدلیل هدایت گرما به طرف پنجره ها ، دیوارها ، سقف و پشت بام هاست .

انتخاب یک ساختار مناسب برای تولید انرژی :
1. کاهش هدر رفتن حرارت
2. افزایش ذخیره سازی با استفاده از اشعه ی خورشید
3. تلاش موثر استفاده کنندگان برای اصلاح توازن انرژی
 عدم استفاده از رنگ های تیره در ساختمان به دلیل تابش مستقیم نور آفتاب و جذب بیشتر نسبت به رنگ های روشن در مناطق گرم و خشک
 کوچک تر کردن عرض پنجره هایی که با توجه به موقعیت جغرافیایی در معرض نور شدید آفتاب قرار دارند
 عدم استفاده از آلومینیوم در این مناطق به علت داغ شدن بیش از حد منازل مسکونی
محل ساختمان :
عدم ارزیابی مکان ساختمان و شرایط بستر آب و عدم تشخیص پی های مناسب ، به ساختمان آسیب جبران ناپذیری وارد کرده و باعث از بین رفتن جدی پول می شود.
تغییر مکان عرضی زمین بر پایه ی بار پی باعث می شود تا پی ها در زمین فرو روند یا به طور کلی عرضی تغییر کنند که باعث خرابی پی ها می شود.
نشتی که در اثر فشار ساختمان در زیر پی ها ، فشار پی ها یا فشارهایی از ساختمان های مجاور بوجود می آید باعث تغییر شکل یا آسیب (ترک) روسازه می شود.


تاثیر فرهنگ روی مسکن
فرهنگ خانه: ریشه ها، کارکردها و الگوها
خانه مقوله ای از جنس فرهنگ است نه طبیعت و غریزه. به زبان کارکردگرایانه ، خانه نوعی «نیاز زیستی» است که «فرهنگ خانه» برای پاسخگویی به این نیاز شکل گرفته است.
فرهنگ خانه زیر مجموعه ای از کلیت فرهنگ جامعه است. از این روست که هر جامعه ایی فرهنگ خاص خود را دارد، فرهنگی که متناسب تاریخ و جغرافیا و تجربه های یک ملت و قوم شکل می گیرد و با تغییر فرهنگ و شرایط اجتماعی، فرهنگ خانه نیز تغییر می کند و از این روست که دوره های مختلف تاریخی، فرهنگ های خانه مختلف را بوجود آورده و همچنان بوجود خواهد آورد.
آنچه خانه را جالب می سازد همین آمیختن آن با کلیت فرهنگ و تمدن است.
خانه را باید بیش از هر چیز «برساخته» یا «سازه ای اجتماعی و فرهنگی» دانست نه صرفا سازه ای از مواد و مصالح چوب، سنگ.
داشتن سرزمین و خانه ای از آن خود، به معنای دستیابی به «حریم خصوصی» است. حریم جایی است که انسان می توان ارامش داشته و آنگونه ای که خود و فردیت او ایجاب می کند زندگی و رفتار نماید. خانه «حریم فرهنگی» است که ما را از دیگری جدا می کند و در عین حال زندگی و همزیستی ما با دیگران را ممکن می سازد.
مفهوم حریم و فردیت، مفاهیم فرهنگی هستند که از فرهنگی به فرهنگ دیگر تفاوت می کند.
مفهوم فضا
دو معنی عینی و ذهنی از فضا وجود دارد.
منظور از فضای عینی یا واقعی(Esapac réel)، محدوده جغرافیایی قابل مشاهده ای که انسان بر اساس شکل آن فضا درون آن به فعالیت می پردازد که به آن مکان نیز گفته می شود.
منظور از فضای ذهنی(Espace imaginaire)، روح و فرهنگی است که بر این فضای عینی قالب است و قابل مشاهده می باشد.
فرهنگ فضا یا محیطی فیزیکی است که در درون آن، ارزش ها، آداب و قوانین خاص آن موقعیت حاکم است.
خانه قلعه فرهنگی است که نه تنها اموال ما را از دسترس دیگران در امان نگه می دارد بلکه چون لباس پوششی بر رفتارهای ماست.

عرصه بندی
توجه به فرهنگ فضاها در درون خانواده ها از این نظر قابل اهمیت است که فرزندان در چنین فضاهایی رشد کرده و تا حدود زیادی محصول چگونگی فرهنگ آن فضاها خواهند بود. اصولا خانه هر فرد باید بهترین و آرامش‌بخش‌ترین فضای خصوصی او باشد تا در این محیط علاوه بر اینكه احساس آرامش روحی و روانی كند، به لحاظ جسمی نیز در شرایط مناسب و مساعدی به سر برد.
این نیاز در افراد گوناگون با سنین و توانایی‌های مختلف متفاوت است؛ به عنوان مثال به طور قطع نیازهای یك جوان با یك فرد سالمند تفاوت‌های بسیاری دارد .
یکی از مهمترین کارکردهای خانه ایجاد «حریم خصوصی» است. دیوارهای خانه، «ما» را از «دیگری» و «غریبه ها» جدا می کند و مانع از ورود دیگری به حریم ما می شود.
فضای خصوصی و فضای عمومی
عرصه خصوصی (خانوادگی):
از مهمترین قسمتهای ساختمــــان مــــی باشد . فضــــایی است غیــــر رسمی و در صورت امکان بایــد در بهترین و مهمترین موقعیت طراحی مکان یابی شود. شامل فضای نشیمن و آشپزخانه میـباشد و در خانـــــه های بزرگتر , صبحــانه خوری نیز به ایـن مجموعه اضــافه میشود . این عرصه رو به آفتاب و فضای حیاط میباشد . در صــورت امکـــــان دسترسی مستقیم به حیاط و بالــکن طراحی میشود . همچنین فضاهایی چون اتاق خواب ، آشپزخانه ، سرویس خصوصی ، نشینمن و کتابخانه نیز در این دسته قرار میگیرند.
فضاهای عمومی شامل : حیاط ، سرویس بهداشتی ، پذیرایی
فضاهای نیمه خصوصی : ناهارخوری
عرصه خدماتی و پشتیبانی : راحتی آسایش زندگی در یک خانه بستگی به پیش بینی و طراحی عناصر خدماتی مورد نیاز مانند پارکینگ , انبار , موتورخانه و زیرزمین دارد . اگرچه یک خانه ممکن است فقط یکی از این عناصر را داشته باشد.
درو د و دوصد بدرود